نوشته شده توسط : feelglass

دخترک رفت و ولی

زیر لب این را میگفت...

»»او یقینا پی معشوق خودش می آید««

پسرک ماندو ولی

روی لبش زمزمه بود...

»»مطمئنا که پشیمان شده برمیگردد««

سالها هست که پوسیده ام آرام آرام

عشق قربانی مظلوم غروراست هنوز

جسم من تجزیه شد ساده ولی

ذراتم همه اندیشه کنان غرق این پندارند

این جدایی بخدا رابطه باسیب نداشت!!!!



:: بازدید از این مطلب : 1440
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 26 تیر 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : feelglass

دستمال كاغذي به اشك گفت:
قطره قطره‌ات طلاست
يك كم از طلاي خود حراج مي‌كني؟
عاشقم
با من ازدواج مي‌كني؟
اشك گفت:
ازدواج اشك و دستمالِ كاغذي!
تو چقدر ساده‌اي
خوش خيال كاغذي!
توي ازدواج ما
تو مچاله مي‌شوي
چرك مي‌شوي و تكه‌اي زباله مي‌شوي
پس برو و بي‌خيال باش
عاشقي كجاست!
تو فقط
دستمال باش!
دستمال كاغذي، دلش شكست
گوشه‌اي كنار جعبه‌اش نشست
گريه كرد و گريه كرد و گريه كرد
در تن سفيد و نازكش دويد
خونِ درد
آخرش، دستمال كاغذي مچاله شد
مثل تكه‌اي زباله شد
او ولي شبيه ديگران نشد
چرك و زشت مثل اين و آن نشد
رفت اگرچه توي سطل آشغال
پاك بود و عاشق و زلال
او
با تمام دستمال‌هاي كاغذي
فرق داشت
چون كه در ميان قلب خود
دانه‌هاي اشك كاشت.



:: بازدید از این مطلب : 1534
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 26 تیر 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : feelglass
این روزها حال رفتگری را دارم که سرمای خیابان وصدای خش خش جارویش را به گرمای آغوش هرکسی وصدای نفسهای بی کسی ترجیح میدهد...

:: بازدید از این مطلب : 1377
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 26 تیر 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : feelglass
این روزها حال گنجشککی را دارم که دیگر حتی به سیم برق زیر پایش هم اعتماد ندارد....

:: بازدید از این مطلب : 1329
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 25 تیر 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : feelglass

بین خودمون بمونه ها!من شاعر نیستم اما عاشق اسم باورم!عاشق این که دیگران باورم کنن و باور کردن رو یاد بگیریم اونم با هم!بچه ها جونم منتظرت نظراتتون هستیم...



:: بازدید از این مطلب : 1192
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 25 تیر 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : feelglass


به قول " حمید مصدق " ...

 بی تو در می یابم

چون چناران کهن

از درون تلخی واریزم را

کاهش جان من این شعر من است

آرزو می کردم

که تو خواننده شعرم باشی

راستی شعر مرا می خوانی؟

نه دریغا هرگز

باورم نیست که خواننده شعرم باشی

کاشکی شعر مرا می خوندی



:: بازدید از این مطلب : 2116
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 25 تیر 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : feelglass



آه .... آری ... این منم ... اما چه سود

او که در من بود ، دیگر ، نیست ، نیست

می خروشم زیر لب دیوانه وار

او که در من بود ، آخر کیست ، کیست ؟

" فروغ فرخزاد "

 



:: بازدید از این مطلب : 1267
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 25 تیر 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : feelglass

خداوندا !

تو که باکلامی زمین و آسمان را آفریدی

با کلامی مرا جویباری کن که در خاک تشنه فرو روم

یا پروانه ای که ... پیش از طلوع آفتاب مرده باشم ...

 



:: بازدید از این مطلب : 1590
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 25 تیر 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : feelglass

پشت شیشه برف میبارد

پشت شیشه برف میبارد

در سکوت سینه ام دستی

دانه اندوه میکارد

مو سپید آخر شدی ای برف

 



:: بازدید از این مطلب : 1308
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 25 تیر 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : feelglass


علی کوچیکه

علی کوچیکه

علی بونه گیر

نصفه شب از خواب پرید

چشماشو هی مالید با دس

سه چار تا خمیازه کشید

 



:: بازدید از این مطلب : 1201
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 25 تیر 1393 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران