نوشته شده توسط : نعیمه



:: بازدید از این مطلب : 1657
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : نعیمه




:: بازدید از این مطلب : 1482
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : نعیمه

تهی نبود خطای دید است

طوفان غرید و سیاهی بشکست

ستاره ای منور شد و خورشیدی سوزان

هستی نبود جهانی بود و غوغائی

یک لب و هزاران خواهش

((من))بود و تویی نبود

نماز شکسته ای و عشقی از محراب والاتر




:: بازدید از این مطلب : 1620
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : نعیمه

تهی بود و نسیمی

سیاهی بود و ستاره ای

هستی بو.د و زمزمه ای

لب بود و نیایشی

((من)) بود و ((تو)) یی

نماز و محرابی




:: بازدید از این مطلب : 1592
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : نعیمه

تو به من خندیدی...

ونمیدانستی...

من به چه دلهره از باغچه ی همسایه...

سیب رادزدیدم...

باغبان از پی من تند دوید...

سیب را دست تودید...

غضب آلود به من کرد نگاه...

سیب دندانزده ازدست تو افتاد به خاک...

وتو رفتی وهنوز...

سالها هست که درگوش من آرام آرام...

خش خش گام تو تکرار کنان...میدهد آزارم!

ومن اندیشه کنان غرق این پندارم...

که چرا خانه ی کوچک ما سیب نداشت؟؟؟ 

**حمیدمصدق**




:: بازدید از این مطلب : 3510
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران