نوشته شده توسط : نعیمه

کی گفته عشق یعنی:

ع = علاقه

ش = شدید

ق = قلبی؟؟

شاید عشق یعنی:

ع = عمیق ترین

ش= شکست

ق = قلبها....

 




:: بازدید از این مطلب : 1879
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : نعیمه

کاش باز معلمی بود  و انشایی میخواست....

>>روزگارخود را چگونه میگذرانید؟<<

تاچندخط برایش  درد و دل کنم....




:: بازدید از این مطلب : 14
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : نعیمه

سلام به همه رفقا! خوبین شما؟من که اصلا روبه راه نیستم

!!سرما خوردم شدید!!! شدید ها؟؟؟

یه چند روزی منو فاطمه نبودیم ونخواهیم بود....

بخاطر همین بازدید وبمون ازهمونیم که بوده کمترشدهگریه

راستی شاید اصلا وبمون متروکه شد رفت زبونم لال!!آخه قراره که از شنبه!آره همین شنبه!!!

منو فاطمه مث2تا پروانه پربکشیمو بریم مدرسه....بععععله!دنیا اینه!!!ازشنبه مارسما 2تا بچه کنکوری شناخته میشیم...

دعا کنین برامون...

 

 




:: بازدید از این مطلب : 1621
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : نعیمه

خدایا...

حالم ازخودم بهم میخوره....

امروز بد کاری کردم!!!بد....

شرمندم....

تو که مارو نسیه همیشه قبول میکنی...این یکیم روش!!!

قیامت باهام تسویه کن!!!

حقمه!میدونم....هرچی بکشم حقمه....

تو بازببخش! ببخش...




:: بازدید از این مطلب : 1601
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : نعیمه

یاد دارم یک غروب سرد سرد/میگذشت از کوچه مان دوره گرد

دوره گردم کهنه قالی میخرم/کاسه وظرف سفالی میخرم

دست دوم جنس عالی میخرم/گرنداری کوزه خالی میخرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست/عاقبت آهی زدو بغضش شکست

اول سال است و نان درسفره نیست/ای خدا شکرت ولی این زدگیست؟

بوی نان تازه هوش ازما ربود/اتفاقا مادرم هم روزه بود

صورتش دیدم که لک برداشته/دست خوش رنگش ترک برداشته

سوختم دیدم که باباپیر بود/خواهرکوچکترم دلگیر بود

مشکل ما درد نان تنها نبود/شاید ان لحظه خدا با ما نبود

باز اواز درشت دوره گرد/رشته ی اندیشه ام را پاره کرد

دوره گردم دوره گردم کهنه قالی میخرم/کاسه وظرف سفالی میخرم/دست دوم جنس عالی میخرم/گرنداری کوزه خالی میخرم

خواهرم بی روسری بیرون پرید/گفت اقا:سفره خالی میخرید؟؟؟

 

اینم شعر من در رابطه با شعر بالا....

 

یاد داری یک غروب سرد سرد؟ / میگذشت از کوچه شان دوره گرد؟

داد میزد:دوره گردم کهنه قالی میخرم/کاسه وظرف سفالی میخرم/دست دوم جنس عالی میخرم/گرنداری کوزه خالی میخرم

یادداری مرد خانه،دستش تنگ بود؟ /رنگ مادرهم کمی کم رنگ بود؟

سفره ی خانه پراز خالی بود/ثروت خانه،به یک قالی بود

سفره خالی عاقبت خالی نماند/ ثروت خانه به ان قالی نماند

کهنه قالی عاقبت بفروخته/نانی از گندم   ز قوت اندوخته

مادرش هم روزه اش را باز کرد/خواهرش هم خنده را اغاز کرد

پول قالی دلشان را گرم کرد/داد های دوره گرد را نرم کرد

مرد خانه،می گذشت چندروزکی قوتتش، ز پول قالی اش/دخترش شادان ولی انگار نیست حالیش

روز اول گر زناچار آن پدر قالی فروشی میکند/چندروزی بعد  ز ناچار دخترک هم خودفروشی میکند

 




:: بازدید از این مطلب : 1649
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : نعیمه

خدایا!
گفتم خسته ام ، گفتی:لاتقنطوامن رحمة الله(زمر/۵٣)
گفتم : هیچکس نمیدونه تو دلم چی میگذره ، گفتی : إن الله یحول بین المرءقلبه (إنفال/٢۶)
گفتم : هیچکسی روندارم ، گفتی : نحن أقرب إلیه لحبل الورید(ق/١۶)
گفتم : فراموشم نکردی؟ گفتی : فاذکرونی اذکرکم (بقره/١۵٢)

***************التماس دعا****************

 برا یکی از دوستان مشکلی پیش اومده خیلی التماس دعا داره




:: بازدید از این مطلب : 1863
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (1)
نوشته شده توسط : نعیمه

هیچکس نفهمید که خدا هم تنهاییش را فریاد میکشد

(( قــــــل هـــوالله احـــــد ))

آن سوی همه ی دلـتنگی ها خـدایی هست

که داشتنش  جبـران همه ی نداشتن هاست

 




:: بازدید از این مطلب : 1643
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : نعیمه

اينجـــا زمين استـــ
رســـمـ آدمهـــايش عجيبـــ استـــ

اينجـــا گــمـ كــه بشــوے

بجـــاے اينكــه دنبالتـــ بگــردند فرامـــوشتـــ ميكنند

عـــاشق كـــه بشوے

بجــاے اينكـــه دركتـــ كنند متهمتـــ ميكنند

فرهنگـــ لغتـــ اينجـــا

چيزے از عشــق و احســـاس و غـــرور ســـرش نميشـــود

زيــاد كــه خوبـــ باشے زيــادے ميشـــوے

زيــاد كــه دمـ دستـــ باشے تكـــرارے ميشـــوے

زيــاد كــه بخنـــدے برچسبـــ ديوانـــگے ميخـــورے

و زيــاد كــه أشكـــ بريــزے ... عآشــــــقے...!!!

اينجـــا بايــد فقطـ براے ديگـــران نفس بكشــــے...!!!




:: بازدید از این مطلب : 1413
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : نعیمه

نه تو می مانی و نه اندوه
 
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
 
به حباب نگران لب یک رود قسم
 
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
 
غصه هم می گذرد
 
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
 
لحظه ها عریان نند
 
به تن لحظه خود، جامه ی اندوه مپوشان هرگز
                               




:: بازدید از این مطلب : 1573
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : نعیمه

امروز یه قسم قدیمی رو خوندم تنم لرزید!

وصیت نامه شهدا
فرازی از وصیت نامه شهید حمید رستمی:

به پهلوی شکسته فاطمه سلام الله علیه قسمتان میدهم حجاب را،حجاب را،حجاب را رعایت کنید!

این قسم خیلی سنگینه!نمی دونم چی بگم؟!هنوز بگم از هنجار جامعه بدم میاد؟وقتی یکی به خاطر این هنجار منو به بانو قسم داده؟اره؟

بچه ها چی بگیم؟بگیم قسم پهلوی حضرت زهرا رو دیدیم و دم نزدیم؟




:: بازدید از این مطلب : 1509
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (4)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران