نوشته شده توسط : نعیمه

 

چند وقتیه تو مسیر یه جریانات فکری ای افتادم که ارزش زن رو  میسنجه اما من نفهمیدم دوشیزگی هستش یا دوشیدگی؟!

به حول و قوه ی الهی که دین شریف و مبین اسلام برا مرد ها سنگ تموم گذاشته و رو تنوع طلبی و و و و شون یه اسم فرهنگ دهخدایی کنار گذاشته!! و برای زنها با همون خصوصیا ت مشترک و غرایز انسانی برچسب های هرزه انگاری!!
خطبه هشتاد نهج البلاغه هم که قشنگ بهم ثابت کرد ترادفِ عجیبِ میانِ دوشیزگی و دوشیدگی رو!! 

واقعا "زن" رو تا کجا جنس میبینیم و از انسانیت تبعیدش میکنیم به جهل خودمون؟

خب...

بریم سر بحث دوشیدگیِ فرهنگی!!

همیشه و هر وقت حرف از پرده و بکارت اومده وسط انگشت افکارِ ما میره سمت دختر خانم ها!

بدون اینکه به این توجه بشه که بکارت هم یه امر دوطرفه ست!! آقای غیر باکره هم فت و فراوون!! درسته! پسر غیرباکره!! همونجور که پسر ها برا بدن خودشون تصمیم میگیرن باید این حق رو به طرف مقابل شون هم بدن. گرچه الان کلی از شما میایید جبهه میگیرید و منم میتونم به پسرهای معترض لقب کله پوکهایِ متعصب و به خانم های شاکی لقبِ شریفِ زنانِ زن ستیز رو بدم و از خودمم راضی باشم!! کاش ما میفهمیدیم لذت بردن از زندگی حق همه ست نه فقط سیبیل کلفت هامون!!
امروز برام سوال شد که پسرِ امروزیِ ایران چی جوری به دوشیزگی نگاه میکنه؟؟ بذارید تابو بشکنم و نظر هم دخترها و هم پسر ها رو در مورد پرده ی بکارت بدونم؟! همونطور که قبلا تا حدودی سعی کردم آگاهانه اثرات برداشتن تابوی حرف زدن از عادت ماهیانه رو تو دنیای اطرافم مطالعه کنم چون خودم خیلی ازش ضربه دیدم. راستی شما چی جور به باکرگی فک میکنید؟

آقایون لطفا جبهه نگیرید خانم ها سنت خوبه اما بیایید کمی به وضع خودمون نگاه کنیم! مشتاقانه منتظر بازخوردهایِ شما خوبان هستم!

#بیایید_راحت_انگ_هرزگی_نزنیم

#دوشیدگی_فرهنگی

 




:: بازدید از این مطلب : 1620
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : نعیمه

 پاییز

میگن تو شهر های دیگه هم پاییز اومده پس راه فراری نیست. حتی دیروز باران از پاییزِ آمریکا برام عکس فرستاد تا بگه فرازِ قاره ای هم جوابگوی من نیست اون نمیدونست چه پیامی از پاییز آورده ولی من فهمیده بودم پاییز همه جا هست. مثل اردیبهشت که اومد و من پیر شدم تا بره. تا بیای و بعد هم رفتی! میدونی؟ همه چی سر جاشه اردیبهشت پاییز اما تو نیستی و من چی جور باید اینو به مردم شهر تفهیم کنم که منو بی تو نباید ببینن چون من نیستم!! مثل شدتِ نبودنِ تابستانه م تو غیبتِ کوچیک و دوباره ِ تو که تابستون رو هم به یغما برد تا دو تا بودنت به هم وصل بشه و برگهای تابستون کنده بشه از تقویمی که تاریخ منه! و کی میدونه دیدنت و بودنت چقد فاصله داره؟! کجا برم؟ به کدومِ سیاره پناهنذه بشم که مردمِ منو بی تو نبینن؟ پاییز اومده...

 

 




:: بازدید از این مطلب : 1710
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : نعیمه

 


من اینجا درست وسط پاییز ایستاده ام ؛
و دارم برگ به برگ
دوباره عاشقت میشوم . . .
شهناز اسحاقی

 

 

 پاییز




:: بازدید از این مطلب : 1822
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)
نوشته شده توسط : نعیمه

 

Related image

اردیبهشت را تپش به تپش منتظرت بودم و تو مسافر خرداد و تیربودی خرداد را آمدی و تیر را رفتی...

و حالا با اینگونه آمدنت پاییز را در مهر تنیده ای و یکی شده این پاییز با اردیبهشت دستانت

می شوداین یکبار را مسافرِ نباشی و فعلِ ماندن را تا به انتها صرف کنی؟!

تپش بهانه می خواهد. بهانه ام ماندنی باش...

 




:: بازدید از این مطلب : 2367
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران