از شیخ بهایی پرسیدند : خیلے سخت مے گذرد، چـه باید کرد ؟ شیخ مے فرماید : خودت که مےگویی، سخت مےگذرد، سخت کــه نمےماند ! پس خـــدا را شکــر، کــه مےگذرد و نمےماند ! www.SMSOJOK.com
. با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوستم نداره رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد...
می دانم هر از گاهی دلت تنگ می شود. همان دل های بزرگی که جای من در آن است، آن قدر تنگ می شود کهحتی یادت می رود من آنجایم. دلتنگی هایت را از خودت بپرس و نگران هیچ چیز نباش! هنوز من هستم. هنوز خدایت همان خداست!
دلت که گرفت، دیگر منت زمین را نکش راه آسمان باز است، پر بکش او همیشه آغوشش باز است، نگفته تو را میخواند ؟ اگر هیچکس نیست، خدا که هست... . . اون لبخندی که برای پنهان کردن دردت میزنی، لبخند خداست به بنده اش اون لبخندی هم که پشتش خدا باشه، تمام مشکلاتو حل میکنه...
. . ببینمت . . . گونه هایت خیس اســـت . . . باز با این رفیق نابابت . . . نامش چ بود؟ هان! باران . . . باز با ;باران; قدم زدی ؟ هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها . . . همدم خوبی نیست برای درد ها . . . فقط دلتنگی هایت را خیس و خیس و خیس تر میکنــــــد . . .
از خلاصه ی روز های انتظار، که میدانم حوصله به خرج نمی دهی تا تمامی حرفهایم را بشنوی ! فقط این را میگویم : دلتنگی ام آنقدر بزرگ شده است که اگر ببینی شاید نشناسی . . . !