نوشته شده توسط : feelglass

وقتي شب پاشو تو باغها ميزاره
نفس گلها مي گيره
وقتي تاريکي از آسمون مي باره
دل غنچه ها مي ميره
وقتي ظلمت نفس گلها رو بسته
گل محبوبه شب بيدار نشسته
دل به تاريکي و ظلم شب نمي ده
که عطرش تا ته باغها رسيده



وقتي شب پاشو تو باغها ميزاره
نفس گلها مي گيره
وقتي تاريکي از آسمون مي باره
دل غنچه ها مي ميره
وقتي ظلمت نفس گلها رو بسته
گل محبوبه شب بيدار نشسته
دل به تاريکي و ظلم شب نمي ده
که عطرش تا ته باغها رسيده

اگه محبوبه رو تو گلدون بذارن
همه اطرافشو خار و خس بکارند 
اگه ديوار بکشند دور وجودش 
اگه تهمت بزنند به تار و پودش 
عطر محبوبه ي شب پشت هر ديوار سنگي راه داره ....
گل محبوبه ي شب توي قلب غنچه ها پناه داره...

شبها که گلها تو تاريکي نشستن
همه از وحشت شب چشمها رو بستن
تنشون ملرزه از ترس سياهي
گل محبوبه تو واسشون پناهي
عطر محبوبه ي شب پشت هر ديوار سنگي راه داره ....
گل محبوبه ي شب توي قلب غنچه ها پناه داره...

عطر محبوبه ي شب پشت هر ديوار سنگي راه داره ....
گل محبوبه ي شب توي قلب غنچه ها پناه داره...

عطر محبوبه ي شب پشت هر ديوار سنگي راه داره ....
گل محبوبه ي شب توي قلب غنچه ها پناه داره...

 

 



:: بازدید از این مطلب : 1573
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 10 فروردین 1394 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران